داریوش اسدزاده به تازگی شمع تولد نود و یک سالگی اش را فوت کرده است، خدا رو شکر، هنوز سرحال و سلامت است، حافظه اش عین ساعت دقیق کار می کند.

مجله اینترنتی برترین ها





مجله خانواده سبز - الهام حسینی: داریوش اسدزاده به تازگی شمع تولد نود و یک سالگی اش را فوت کرده است، خدا رو شکر، هنوز سرحال و سلامت است، حافظه اش عین ساعت دقیق کار می کند. هرچند که خودش می گوید این روزها گرد پیری روی شانه های او نشسته و مثل قبل انرژی ندارد، اما ظاهرا این مسائل باعث نمی شود که زندگی اش از ریتم منظم همیشگی اش خارج شود.

اسدزاده نسبت به قبل کم کارتر شده و دلیل این کم کاری را پیری و عدم پیشنهادهای خوب می داند. او برای ما از راز و رمز سلامتی و چگونگی موفقیتش حرف زد. گفتگوی خواندنی ما را با این پیشکسوت، از دست ندهید، خاطره نگاری این شماره به وی پرداخته است.

داریوش اسدزاده در 91 سالگی

پیری، کم کارم کرد


بعضی ها به من می گویند چرا مانند گذشته در عرصه بازیگری پرکار نیستم، واقعیت این است که عوارض پیری دیگر در من خودش را کاملا نشان داده و توان کارکردن مانند گذشته ندارم، از طرفی فیلمنامه هایی که پیشنهاد می شود، انگیزه را برای بازی در من ایجاد نمی کنند، به همین خاطر ترجیح می دهم در خانه بمانم و استراحت کنم. یک زمانی نیروی جوانی شما را به دنبال خودش می کشاند و یک زمان دیگر جسم یاری تان نمی کند و شما باید پاسوز آن شوید و از جسم تان توقع زیادی نداشته باشید... در دوران نوجوانی ام، من همیشه پرکار بودم و این پرکاری صرفا در عرصه بازیگری نبود و در حوزه های مختلف فعالیت می کردم، اما الان دیگر توان چندانی ندارم.

کتاب رفیق این روزهای من


بیشتر وقتم را با کتاب خوانی و نوشتن سپری می کنم. در تلاشم تا کتاب جدیدم را به نام «تماشاخانه» زودتر به اتمام برسانم. بخش زیادی از کتاب را نوشتم و تنها قسمت پایانی آن باقی مانده است. این کتاب هم در امتداد آثار قبلی ام هستند و امیدوارم مورد توجه مخاطبان قرار بگیرد.

نوشتن به من آرامش زیادی می دهد، چون کاری است که انرژی جسمانی چندانی از من نمی گیرد و از طرفی، باعث می شود خاطرات خوش گذشته ام را مرور کنم و پیرامون مسائلی که دوست دارم بیشتر تحقیق کنم، همین تحقیق کردن، بیماری فراموشی را از من دور می کند. ضمن این که، «ورزش» جزو جداناشدنی از زندگی من است. آنهایی که من را از نزدیک می شناسند به خوبی می دانند که تا چه حد به تغذیه و ورزش اهمیت می دهم، سعی می کنم حتما روزی یک ساعت در پارک قدم بزنم. اگر به این مسائل اهمیت نمی دادم بی شک در این سن و سال نمی توانستم سرپا باشم.

داریوش اسدزاده در 91 سالگی

خودم دکتر خودم هستم


به نظرم راز سلامت من و اینکه هنوز در 91 سالگی روی پا هستم به خاطر نوع تغذیه و ورزش مداوم من است. متاسفانه، این روزها جوا�� ها به تغذیه شان اهمیت نمی دهند، مدام از غذاهای آماده و فست فود استفاده می کنند. غافل از این که این غذاها تا چه حد باعث بیماری آنها می شود. از طرفی این نوع زندگی، باعث شده که آنها غرق در تکنولوژی شوند و از تحرک غافل شوند.

در طول این سال ها، همیشه سعی کردم خودم دکتر خودم باشم، از غذاهای مضر مانند گوشت قرمز، چربی ها و انواع فست فود و شیرینی پرهیز کنم و گوشت سفید، لبنیات و سبزیجات را جایگزین کردم. معمولا صبحانه مفصلی می خورم و در سایر وعده ها سعی می کنم غذای کمتری صرف کنم

عشق من به تئاتر ریشه در کودکی دارد

در دوران کودکی در درونم چیزی من را به شکل ناخودآگاه به سمت هنر تئاتر می کشاند، شاید بخشی از این علاقه به این خاطر بود که وقتی کم سن و سال بودم، به همراه پدرم به تماشای تئاترهای می رفتیم، آنجا هم نمایش های سنتی مثل سیاه بازی و... نمایش داده می شود. پدرم برای این که مرا تشویق به درس خواندن کند، می گفت اگر درس هایت را خوب بخوانی شب جمعه می برمت تئاتر.

چون نمایش های آن سالن تنها در شب های جمعه اجرا می شد. من هم که شیفته تماشای این نمایش ها بودم با ذوق و شوق زیادی درس می خواندم تا بلکه دل پدرم را به دست بیاورم و او را راضی کنم شب جمعه من را به تماشای نمایش های مختلف ببرد. اولین جرقه های من نسبت به بازیگری و هنر تئاتر در همان دوران زده شد.

چطور بازیگر شدم؟

وقتی به دوران نوجوانی رسیدم و آگاهی ام نسبت به هنر بیشتر شد به تئاتر علاقه مندتر شدم، تصمیم گرفتم به رویایم جامعه عمل بپوشانم، به همین خاطر دور از چشم پدرم به هنرستان هنرپیشگی رفتم. موضوع را با پدرم مطرح نکردم، چون می دانستم که اگر پی به این قضیه ببرد محال است که اجازه دهد در این وادی فعالیت کنم و برای این که شک و شبه ای ایجاد نشود، همزمان در دبیرستان، در رشته ای دیگر هم ادامه تحصیل می دادم، اگر اشتباه نکنم سال 1318 بود که در هنرستان، اولین تئاتر غیررسمی ام را با نام «لیلی و مجنون» که یک نمایش کمدی بود، روی صحنه بردم.

آن روز ترس و اضطراب زیادی داشتم و این استرس تا پایان اجرا و نمایش همراهم بود و رهایم نمی کرد. اوایل زیاد دچار این حالت می شدم. اما رفته رفته یاد گرفتم با توکل به خدا به این حالتم غلبه کنم و خوشبختانه در باقی نمایش ها به دور از استرس ظاهر شدم.

داریوش اسدزاده در 91 سالگی

پدرم مرا از خانه بیرون کرد


سعی می کردم فعالیتم را در عرصه تئاتر دور از چشم پدرم انجام دهم، بعدها هم که برای اجرای نمایش های رادیویی، پایم به تلویزیون باز شد، سعی کردم این کار را از خانواده ام مخفی کنم، اما یکی از دوستان پدر به گوش او رساند که من در رادیو نمایش اجرا کردم و همین موضوع باعث شد که پدرم مرا از خانه بیرون کند!

او مدام به من می گفت که برایت آرزو دارم و نمی خواهم مطرب شوی...، بعد از یک ماه با وساطت اقوام به خانه برگشتم، اما پدرم همچنان با من قهر بود و تا 8-7 ماه با من حرف نمی زد. در طول سال های ابتدایی فعالیتم هیچ مشوقی نداشتم و هرچه بود، علاقه و پشتکار خودم بود. البته بعدها که بیشتر روی صحنه رفتم، تشویق مردم و برای دست زدن ها و حمایت های شان، بهترین مشوق من بود.

کارمند اداره دارایی شدم

دلم نمی خواست، در مسیر زندگی ام کاری کنم که دل پدرم بشکند، از طرفی، نمی خواستم که علاقه های خودم را نادیده بگیرم. به همین خاطر، تصمیم گرفتم که به نوعی بین این دو موضوع را بگیرم. در نتیجه بعد از دیپلم و ادامه تحصیل در دانشگاه، وارد وزارتخانه و کارمند رسمی آنجا شدم. هرچند که در آنجا هم دیدگاه خوبی نسبت به تئاتر وجود نداشت. بسیاری از همکارانم به من می گفتند که تو با این جایگاهی که در وزارتخانه داری و بازرس هستی چرا به سراغ بازیگری (آن زمان ها به این کار مطربی می گفتند) می روی، اما من دست از علاقه ام برنداشتم و تا آخر پای آن ایستادم.

داریوش اسدزاده در 91 سالگی

ملاک بازیگری این روزها شده ظاهر!!


متاسفانه این روزها در عرصه بازیگری سایر بخش های دیگر؛ افرادی ورود پیدا کردند که دانش و سواد کافی ندارند و تنها به خاطر وجه بیرونی کار، جذب آن شدند. آنها فکر می کنند صرفا با تکیه بر ظاهر زیبا می توانند تبدیل به یک بازیگر خوب شوند. در حالی که بازیگری عشق است.

وقتی شما عاشق کاری باشد، برای ارتقای آن، دانش تان را افزون می کنید و مدام در حال به روز کردن خودتان هستید، اما اگر صرفا جنبه ظاهری آن برای تان اهمیت داشته باشد، پرواضح است که سعی در ارتقای خودتان ندارید. این موضوع در سایر بخش ها هم وجود دارد، اما به دلیل دیده شدن بیشتر بازیگر، در این حوزه پررنگ تر است.

- هیچ وقت یادم نمی رود بابت اولین دستمزدم در تئاتر ماهی 15 تومان (15 تا تک تومانی) می گرفتم، این پول در قیاس با حقوق های آن دوران بسیار زیاد بود، به همین خاطر آنقدر از گرفتنش سرمست می شدم که اصلا نمی دانستم باید چطور آن را خرج کنم.
کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه